کوچه می کوشد که به درک تفاوت کمی بیاندیشد

با درود به همگی

اومدم که دوباره توی کوچه باشم

به من ثابت شده هر جا که برم اخر دوباره سر از این کوچه در میارم

این دو سال از کوچه خیلی جدا شدم

جاهای خیلی دور رفتم با ادمای متفاوت اشنا شدم 

از سردی کوچه دور بودم هر روز تجربه های تازه رو احساس کردم

یه چیزی ,اونجایی که بودم خیلی گرم بود

اما این بار ,توی کوچه ام از سردی خبری نیست نه این که خوش خیال شده باشم بلکه بخاطر وجود پسریه که با اومدنش ,منو نجات داد

اما اگه سردی هم احساس کردم مینویسم

صبح سرد

در یک صبح سرد زمستون با پسر در پارک کنار هم و نگاه به برف هایی که پا خورده اند و آنهایی که پا نخورده اند دستها در جیب شونه ها چسبیده به هم
و خبری از عابری نیست و آجرهای ساختمان که سردشان هست
اما شانه های ما به هم چسبیده و با تاخیر با هم حرف می زنیم
دلم سرد
ذهنم پر از شوق…
………………………………………………………
توی این روزای گرم تابستون باید خیلی سرد باشی تا از زمستون حرف بزنی…
ببخشید از این سردی…

مجموعه طنز ساختمان پزشکان در طی دو شب گذشته در قسمتی به نام دکتر نیما و طرفدارانش و قاتل سریالی
به موضوع همجنسگرایی پرداخت که از نظر من نویسنده آنچه که گوشه ای از زندگی همجنسگرایان در ایران بود را به طور منصفانه نمایش داد
و آنچه که بود را نمایش داد
گرچه بخاطر ظریف بودن طنز خیلی ها به موضوع اصلی داستان پی نبردن
یا شاید کمی دقت نکردن…

بیهوده گویی
بیهوده رفتار کردن و یا بهتر بگم کاملا در خدمت غریزه بودن
آفت جامعه همجنسگرای امروز ایرانه.
من نمیخوام بگم ما همجنسگرایان جدای از بقیه جامعه هستیم
اما چون ضعیف ترین اقلیت در جامعه هستیم و قدرتی نداریم باید بیشتر با ابتذال برخورد کنیم.
کمی به درد هم بخوریم
کمی ارمان داشته باشیم
در کنار همه غریزه هایی که داریم.

گرد و خاک

باد می آید
من خوشحالم
شاید لطافت بیاورد
اما اندکی می گذرد
می بینم باد با خود خاک آورده
توی کوچه خاک روی چشام می شیند
با انگشتانم چشمانم را می مالم
حالم می گیرد
با ذوقی خاموش شده
در را می بندم
و به خانه میروم.

زخم ذهن

کوچه با تکرارش و اصرارش و هیچش
با خونه های سردش تاریکش کوتاهش
درختان استوار و بی میوه اش
بچه های بازیگوش خشنش
زنان سیاهپوش خرافاتی و زشتش
پسران مردونه ضمختش
بر ذهنم چاقو می کشد.
وای از دردش
کمی بیشتر از من نمونده…

هیچ

خونه پر از هیاهوی هیچ
کوچه سکوت کرده
از خونه به کوچه
از کوچه به خونه
سکوت و هیاهوی هیچ
نصیبم شده…

ابر برچسب